الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : نصيرى )

69

صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى )

5 . گفتار ابو على فضل بن حسن طبرسى ( م 548 ) . مرحوم طبرسى در مقدمه تفسير خود مجمع البيان مىگويد : « سخن از زيادى و كاستى قرآن سزاوار توضيح و تفسير نيست ؛ زيرا احتمال وقوع فزونى در قرآن - بالاجماع - باطل است اما كاستى آن - هرچند جمعى از اصحاب ما و جماعتى از حشويه از ميان عامه مدعى تغيير و كاستى قرآن شدند - مخالف ديدگاه صحيح اصحاب ماست ؛ همانگونه كه سيد مرتضى به تأييد آن برخاسته و در رد آن حق مطلب را - در نهايت استوارى - ادا نموده است » . « 1 » 6 . گفتار جمال الدين ابو منصور حسن بن يوسف ابن مطهر علامه حلى ( م 726 ) . مرحوم علامه حلى در اجوبة المسائل المهناويه در جواب سؤال سيد مهنا كه پرسيده بود : « نظر سرور ما پيرامون قرآن چيست ؟ آيا صحيح است كه اصحاب ما معتقدند از قرآن چيزى كاسته يا چيزى بر آن افزوده شده يا ترتيب آن دچار تغيير شده است يا اينكه اين نسبت نادرست است ؟ » چنين گفته است : « حق اين است كه در قرآن تبديل ، تأخير و تقديم واقع نشده است ( نه چيزى از آن كاسته و نه چيزى بر آن افزوده شده است ) و از امثال چنين اعتقاداتى به خدا پناه مىبريم ، زيرا چنين عقيده‌اى موجب كاهش قدر و مقام معجزه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله كه به تواتر نقل شده است مىگردد » . « 2 » [ پيداست كه با وهن معجزه ، اساس دين ويران خواهد شد ] . قبلا كلام ايشان را از كتاب نهاية الاصول - كه در آن با تكيه بر اصل تواتر نقل قرآن ، به رد شبهه تحريف حكم نموده بود - بيان كرده‌ايم . 7 . گفتار محقق اردبيلى ( م 993 ) . همانگونه كه به نقل از ايشان يادآور شديم مرحوم محقق اردبيلى معتقد است هرچيزىكه به قصد جزو قرآن بودن خوانده مىشود ، مىبايست علم به قرآنى بودن آن حاصل شده باشد ؛ بنابراين لازم است از طريق تواتر - كه موجب علم قطعى است - قرآن بودن آن ثابت گردد ؛ بنابراين نمىتوان به شنيدن - هرچند از عدل واحد - بسنده كرد ، گرچه هرگاه تواتر آن ثابت

--> ( 1 ) . مجمع البيان ، ج 1 ، ص 15 ، الفن الخامس . ( 2 ) . مسأله 13 ، ص 121 ، اين رساله در سال 1401 در قم چاپ شده است .